الشيخ محمد علي الگرامي القمي

42

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

قرآن را خداوند براى چه فرستاد ؟ مگر ما خود قرآن را با تاريخ اثبات مىكنيم كه حفظ و جمع آورى آن را بخواهيم با تاريخ درست كنيم . همان دليلى كه مىگويد . قرآن و پيامبر بايد از طرف خداوند فرستاده شوند مىگويد قرآن بايد محفوظ باشد . اگر تمام كتب تاريخى هم بگويند عمر ، قرآن را جمع كرده ، عقل مىگويد : يا خود پيامبر جمع كرده يا فوق پيامبر . حداقل اين است كه بگويد عمر جمع كرده ، ولى على - عليه السّلام - ناظر بوده است . امّا اين كه بگوييد : پيامبر قرآن را جمع نكرد ، بلكه عمر و ابو بكر اين كار را انجام دادند و على - عليه السّلام - هم نظارت نداشته و او قرآنى را جمع آورى كرد كه مورد قبول آنها هم نبوده است . مىگوييم معناى اين حرف آن است كه ارسال پيامبران و بعثت نبى اكرم بايد لغو بوده باشد . فرض كنيم قرآنى را كه عمر و ابوبكر جمع كردند ، همان قرآن واقعى است . آن وقت چه دليلى داريم كه اين قرآنى كه فعلا در دست ماست ، همان قرآن جمع آورى شدهء عمر و ابوبكر باشد ؟ شايد در سالهاى بعد كه ، حكومتهاى ظلم و جور مسلّط شدند و ائمّه كنار رفتند ، و مردم هم آن تعصّب اوّليّه را نسبت به دين نداشتند ، قرآن دست خوش تغيير شده باشد . تاريخ دربارهء جمع قرآن چه مىگويد ؟ كتابهاى تاريخى مىگويند : عمر و ابوبكر قرآن را جمع آورى و تدوين كردند سالها بعد ، يعنى در زمان خلافت عثمان ، او دستور داد ، نسخه‌هاى متعدد قرآن را كه بعضى نسخه‌ها با بعضى ديگر فرق مىكرد ، جمع كنند و تنها يك نسخه رانگه داشت . بعد از قتل عثمان ، آن قرآن در خانهء آل عثمان بود و آنها ، قرآن را به مسلمانها ندادند و گفتند : چون شما عثمان را مظلومانه كشتيد ما نيز قرآن را به شما نمىدهيم . در زمان حجّاج بن يوسف ثقفى ، دوباره قرآن جمع آورى شد ، امّا قرآن حجّاج نيز از بين رفت و در زمان مهدى عبّاسى ، دوباره قرآن را جمع آورى كردند . البته اين دو سه فراز آخر كه نقل شد خبر واحد است ، ولى جمع شدن قرآن به دست عمر و ابوبكر و